بررسی چگونگی درک زمان افعال در چهارچوب معناشناسی پیش فرض براساس نتایج به دست آمده از ردیابی چشمی

نوع مقاله: مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 استاد زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 مدرس دانشگاه فرهنگیان مشهد

3 عضو هیات علمی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

بر پایه نظریه­ معناشناسی پیش­ فرض (default semantics)، زمان مفهومی است ادغامی(merger)که برخاسته از ترکیب منابع معنایی همچون واژگان و ساخت دستوری، پیش­ فرض ­های شناختی (cognitive defaults)و استنتاج آگاهانه با تکیه بر عوامل بافتی (consciouspragmatic inference) می ­باشد. سخنگویان هنگام مواجه شدن با یک فعل خاص، یا آن را جزء پیش ­فرض ­های شناختی خود خواهند یافت و به سرعت و بدون نیاز به پردازش ذهنی سنگین معنای زمانی آن را درک خواهند نمود و یا برای درک زمان آن ناچار به استنتاج آگاهانه با تکیه بر بافت گفتمانی خواهند بود، که در این شرایط فرایند درک زمان فعل کندتر است؛ چرا که بار پردازشی طولانی­ تری را می­طلبد. در این پژوهش سعی براین است که با انجام آزمایش ردیابی چشمی (eye tracking)به شواهدی عینی دال بر وجود چنین منابع معنایی برای درک زمان در زبان فارسی دست یابیم. در این آزمون، حرکات چشمی تعدادی از سخنگویان بر روی صورت ­های فعلی موجود در 19 متن زبان فارسی بررسی گردید. نتایج به­ دست آمده نشان می ­دهد که سخنگویان زبان فارسی برای درک معنای زمان در پاره ­گفتارها، قائل به پیش ­فرض ­های شناختی می ­باشند و برخی از صورت ­های فعلی نزد آن ها صورت­ های پیش­ فرض محسوب می­شوند. اما این پیش­ فرض­ ها نسبی و درجه­ پذیرند. به­ عبارت دیگر، می­ توان صورت­ های مختلف فعلی زبان فارسی را با توجه به این که کدام یک از منابع معنایی مفروض در معناشناسی پیش­ فرض نقش مؤثرتری در درک زمان آن ها ایفا می­ نمایند، بر روی یک پیوستار قرار داد. به این ترتیب که صورت­ های فعلی که پیش­ فرض­ های قوی برای درک زمان محسوب می­ شوند و افعالی که درک زمان آن ها صرفاً با تکیه بر استنتاج آگاهانه صورت می­ گیرد، در دو انتهای این پیوستار و دیگر صورت­ های فعلی در میانه پیوستار واقع شوند.

کلیدواژه‌ها