2
گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکاه فرهنگیان ، تهران ، ایران
10.22084/rjhll.2026.31469.2401
چکیده
مفهوم موضوعنما (topos) در مطالعات استدلال و تحلیل گفتمان توجه زیادی را به خود جلب کرده است، اما کاربرد و معنای آن همچنان مبهم و چندوجهی باقی مانده است. با وجود تأکید رویکرد گفتمان-تاریخی بر موضوعنماها، چارچوب مفهومی آن محدود بوده و این محدودیت، استراتژیهای استدلالی این رویکرد را در معرض نقد قرار داده است. این مقاله با بازگشت به برداشت کلاسیک از موضوعنما، که ریشه در آثار بلاغی و دیالکتیکی ارسطو دارد، پیشنهاد میکند که پیوندی تحلیلی و نظری میان استراتژیهای استدلالی و سنت ارسطویی (1991) برقرار شود. با تمرکز بر گفتمانهای رسانهای ایران، نشان میدهیم که چگونه موضوعنماهای کلاسیک میتوانند منطق درونی استدلالهای سیاسی و ایدئولوژیک را در رسانهها آشکار سازند و لایههای پنهان معنایی را در بافتهای اجتماعی و تاریخی خاص بازنمایی کنند. این پژوهش در نهایت یک الگوی مفهومی مبتنی بر سنت کلاسیک ارائه میدهد تا ظرفیت انتقادی تحلیل گفتمان را تقویت کند..