گروه زبان شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران-ایران
10.22084/rjhll.2025.31027.2375
چکیده
یکی از آثار کلاسیک ایرانی شاهنامه فردوسی است که در ابعاد مختلف ادبیات و زبانشناسی جدید نیازمند بازنگری است و در این راستا، در پژوهش حاضر، داستان «ارنواز و شهرناز» شاهنامۀ فردوسی، بر اساس الگوی گفتمان انتقادی ونلیوون مورد بررسی قرار گرفته است و این پرسش مورد تحلیل قرار گرفته است که، داستان ارنواز و شهرناز بر مبنای عناصر الگوی انتقادی ون لیوون چگونه قابل ارزیابی است؟ در پاسخ این فرضیه مورد واکاوی قرار گرفته است که براساس الگوی تئوریک جندسطحی ون لیوون (مشروعیت-سازی، بازنمایی کنشگران اجتماعی، عامسازی / خاصسازی، واگشایی ایدئولوژیک و غیره)، عناصر داستانی داستان ارنواز و شهرناز دارای شاخصهای متنوع و متعددی است که بر ساختی سیاسی و اجتماعی قرار دارد. مبادی تئوریک پژوهش بر مبنای تحلیل الگوی گفتمان انتقادی با تمرکز بر ون لیوون و روش تحقیق نیز توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری مطالب کتابخانهای و اینترنتی (منابع معتبر فارسی، انگلیسی، عربی و فرانسوی) است.